RSS  | Atom  | خانه | ارتباط با من | درباره من | پارسي بلاگ|مجموع بازديدها: 1328 | بازديدهاي امروز: 0| بازديدهاي ديروز: 6
درباره خودم
لوگوي وبلاگ
پيوندهاي روزانه

مطالب قبلي
اشتراک

نام:

ايميل:

 
ياهو

راز سعادتمندي  و درد دلي با محبوب


«کسى که نمى‏داند از کجا آمده است و به کجا مى‏رود و آن هدف والاى زندگى‏اش که مى‏بايد خود را براى وصول به آن به تکاپو بيندازد، نمي شناسد، مُنکر خويشتن است».


افلاطون در اين جمله ، «خويشتن انسان» را مساوى با «هدف انسان از حيات» مى‏داند و غفلت از هدف را انکار خويشتن مى‏داند .


آيا هدف زندگي براي ما روشن است ؟ براي برنده شدن در مسابقه زندگي بايد هدف مشخص باشد، ميدانيد چرا؟


فرض کنيد يک هواپيما  در آسمان در حال پرواز است، آيا خلبان بدون قطب نما ميتواند مسير را تشخيص دهد ؟ هواپيما سالم است ،اما قطب نما مشکل دارد، آيا اين هواپيما به مقصد ميرسد ؟ قطب‏نماى کوچک، اصلاً به‏چشم نمى‏آيد؛ امّا نقش بسيار حساسى براى يک پرواز سالم به‏عهده دارد و موجب حرکت هواپيما در مسير صحيح مى‏شود و در صورت انحرافات جزئى، به‏راحتى مسير جريان را نشان مى‏دهد. اهداف نيز در رسيدن به موفقيت، از جهاتى شبيه قطب‏نماى هواپيما هستند.


آيا شما هدفتان در زندگي روشن و مشخص است ؟


در تحقيقى7 مشخص شده است که بيش از هفده درصد از مردم، هدف‏گذارى نمى‏کنند. همچنين معلوم گشته که سى‏درصد از مردم، بى‏تفاوت‏اند و هيچ هدفى در زندگى ندارند و تنها زمانى دست به کار مى‏شوند که کس ديگرى به آنها بگويد چه کار کنند و حدود پنجاه‏درصد نيز واکنشى عمل مى‏کنند و به جاى اين‏که ابتکار عمل را در دست بگيرند، تنها به اتفاقات، واکنش نشان مى‏دهند. اين افراد به جاى اين‏که خالق شرايط باشند، ساخته شرايط مى‏شوند. بيش از ده‏درصد ديگر نيز در رؤيا زندگى مى‏کنند. اهداف اين گروه، چنان نامشخص و غير واقعى است که نمى‏توانند قدم‏هاى لازم را براى واقعيت بخشيدن به رؤياهاى خويش بردارند و در نتيجه، تنها ده‏درصدِ باقى مانده، دست به عمل مى‏زنند و روى پاى خود مى‏ايستند و فرصت‏ها را مى‏سازند. اين افراد به جاى اين‏که در زندگى به بازى گرفته شوند، براى خود، نقشى مى‏سازند و به تغييرات نه به عنوان تهديد، بلکه به عنوان يک فرصتْ نگاه مى‏کنند. هر چند که در ميان همين گروه نيز هدف‏گذارى به صورت گاه‏گاهى و تصادفى انجام مى‏شود و تنها سه‏درصد افراد براى زندگى خود، هدف انتخاب مى‏کنند؛ امّا موفق‏ترين افراد در عرصه‏هاى گوناگون از ميان همين بخش ناچيز برخاسته‏اند.


آيا ميدانيد اوّلين و شايع‏ترين مانع ذهنى براى انتخاب اهداف، چيست ؟


عدم شناخت صحيح اهداف .


براي سعادتمند شدن وپيروزي در مسابقه زندگي اولين قدم مشخص کردن هدف است .ميخواهيم هدف را مشخص کنيم بهترين راه چيست ؟ اينکه بدانيم براي چه منظوري خلق شده ايم . پس به دنبال هدف خلقت ميگرديم :


با مراجعه به آيات قرآن و روايات اهل‏بيت‏عليهم السلام روشن مى‏شود در خلقت و آفرينش، دو هدف وجود دارد: نخست، هدف متوسط و دوم، هدف غايى و عالى. هدف‏متوسط خلقت، عبادت و بندگى خداست. اين‏مطلب، در همه پديده‏هاى عالم سارى وجارى است. خداوند، درباره همه اشياى‏مادى عالم مى‏فرمايد: «... وان من شى‏ءالا يسبح بحمده و لکن لاتفقهون‏تسبيحهم...» (1) ، همه موجودات تسبيح‏خدا مى‏گويند، اما شما تسبيح آنان رانمى‏فهميد. و درباره جن و انسان نيزمى‏فرمايد: «و ما خلقت الجن و الانس‏الا ليعبدون‏» (2) ; آفرينش جن و انسان‏براى بندگى است. بنابراين از ديدگاه وحى،همه هستى تسبيح گوى ذات او هستند ومشغول عبادت، و عبادت هم هدف متوسطخلقت است. (3)


اما هدف عالى و غايى، وصول به مبدا نورهستى است، يعنى منتهى اليه سيرمخلوقات، اوست: «و ان الى ربک‏المنتهى‏» (4) ; انتهاى سير انسان به سوى‏پروردگار است. «الى ربک الرجعى‏» (5) ;برگشت‏به سوى خداست. «انا لله و انااليه راجعون‏» (6) : که همگى اين آيات‏غايت‏سير را روشن مى‏کنند. البته رسيدن به‏خدا همان به کمال مطلق رسيدن مخلوقات‏است. موقعى پديده‏هاى هستى، کمال آخرخود را مى‏يابند که به قرب الهى برسند. پس‏روشن شد هدف غايى خلقت، به کمال رسيدن‏همه موجودات و رسيدن انسان به مقام قرب الهى‏است.


براي روشن شدن اين اهداف باز مسابقه تير اندازي را در نظر بگيريد يک هدف پرتاب تير به سمت سيبل و هدف دوم زدن به مرکز  دايره است و حتي هدف نهايي بردن جايزه .


ما انسانها هم در مسابقه ايم ، در صحنه امتحان ، حتي در همين لحظه ميتوانيم به هدفمان نزديک شويم ، بعد از شناخت درست اهداف ، قدم گذاشتن در راه و طي کردن مراتب بندگي و در نهايت نائل شدن به کمال و قرب به پيشگاه  .


گاهي فکر ميکنيم بايد به خدا رسيد و شايد اين فکر درست نباشد ، چون خداوند همه جا هست بلکه هدف اين است که به مقام قرب او نائل آييم.  


آيا واقعا اين اهداف را درست شناخته ايم ؟ در راه رسيدن چه موانعي پيش رو داريم ؟ 


تالار خلوت انديشه : http://www.vuhadith.com/forum/viewforum.php?f=171&sid=c75770b07c0d1163a1aaf138df90227e


 


درددلي با محبوب :


خدايا ....خداي خوب و مهربونم .


هر چي دقيق تر به زندگي نگاه ميکنم احساس خسران و ضرر بيشتري ميکنم .


وقتي خودم رو مقايسه میکنم با....


آه ....آه .....آه....


خدایا من و رسیدن به مقام قرب ؟!!!!


خدایا منو رسیدن به بندگان مخلص تو ؟!!!!!


خدایا من کجا و مقام بندگی کجا .


خدایا خودم رو توی بیابون ظلمانی دنیا گم شده ای میبینم .


که از این سو به اون سو میره ولی نمیدونه دنبال چی میگرده .


روزهای عمرم مثل شبها تاریک و بی فروغ یکی پس از دیگری میگذره اما من فقط درجامیزنم .


انگار از دونسته ها هیچی نصیبم نمیشه .


جز اینکه باعث شرم و پشیمونیم میشه .


میدونم راه چیه چاه چیه اما چشم و گوش بسته به سمت چاه دوزخ در حرکتم .


خدایا تا کی اینطوری میمونم ؟ چی کار باید بکنم ؟


خدایا کمکم کن ......


تویی که درجا زدن من رو حرکت به حساب میاری .


توی که نیاز من رو زود پاسخ میدی .


تویی که جواب خواسته های منو از راهی میدی که باور ندارم .


تویی که هیچ وقت ، امید منو نا امید نمیکنی.


تویی که هیچ وقت ، درهای رحتت رو به روم سد نمیکنی .


تویی که مهرت رو نمیبری . احسانت رو قطع نمیکنی.


تویی که توی این برهوت دستم رو میگیری و به راه درست هدایتم میکنی.


تویی که یه قدم به سویت حرکت کنم،ده قدم به سوی من میایی.


خدای خوبم ......


همین که میذاری صدات کنم ، یعنی این که میخوای به حرفام گوش بدی.


همین که دنبالت میگردم ، یعنی این که هنوز رهام نکردی.


همین که دلم برات تنگ میشه ،یعنی این که تو سراغم رو میگیری .


همین که از دنیا خسته می شم ، یعنی این که تو نگاهم میکنی.


همین که دوری از تو ، عذابم میده ، یعنی این که صدام میکنی .


همین که چشام دنبالت میگرده ، یعنی این که چشم انتظاری تا برگردم .


چه قدر صدام کردی جواب ندادم.


چه قدر نگاهم کردی شرم نکردم .


چه قدر لطف کردی ،قدر ندونستم.


چه قدر صبر کردی ، من نیومدم .


چه قدر پوشوندی ،باز گناه کردم .


با همه بدهای من ، تو  باز خوبی میکنی ....


چرا امید نداشته باشم ؟


حالا هم میدونم ، که داری نگاه میکنی .


میدونم که نگاه قشنگت رو حتی یه لحظه از من برنداشتی .


میدونم که باز غرق رحمتم کردی و توفیق دعا دادی.


گفتی صدام کن تا جوابت بدم . خدایا با همه بدیهام صدات میکنم .


 بدیهام رو نبین که دیگه آبرویی ندارم ، نمیتونم  به سوی آسمونت نگاه کنم .


نمیتونم سرم رو بالا بگیرم ، روم نمیشه باز اسم قشنگت رو ببرم .


کاش ندیده باشی ....کاش ندیده باشی ...... کاش ندیده باشی......


خدیا از غیر تو بریدم به سوی تو اومدم . امیدوارم که مثل همیشه با رحمتت پاسخم بدی .


خدایا حضورت رو اقرار میکنم و به سوی تو برمیگردم .


 از اون اعمال زشتی که پیش فرستادم .


از اعمالی که نهیش کردی و من گوش نکردم .


از اعمالی که تهدید کیفر براش دادی و من نترسیدم . 


پناه میبرم به کرمت .


از اینکه در مقام رسوایی و خواری قرارم بدی .


روزی که پرده ها کنار میره واسرار هویدا میشه .


 روز حسرت و پشیمونی .


خدایا به خاطر حال امروزم اون روزم رو بر من آسون کن و  با اولیاء و بندگان صالحت محشورم نما .


برحمت و کرمت ای مهربانترین مهربانان .


 


 


منابع  متن :


مجله علوم حدیث شماره 23 / راهی به سوی فردا


ماهنامه کوثر شماره 48 / پاسخ به پرسشهای قرآنی


پى‏نوشتها:


1 - سوره اسراء، آيه 44.


2 - سوره ذاريات، آيه 56.


3 - سوره النجم، آيه 42.


4 - سوره علق، آيه 8.


5 - سوره بقره، آيه 156.


6 - ر.ک: ترجمه الميزان، موسوى همدانى، ج 18،ص 612 - 614، نشر بنياد علمى و فرهنگى علامه‏طباطبايى(ره).


 


7-ر.ک: مديريت زمان، ديويد لوئيس، ترجمه: کامران روح‏شهباز، تهران: ققنوس، چاپ دوم، 1379، ص181


 


 




نويسنده: صفايي(پنجشنبه 29/4/1385 :: ساعت 7:55 عصر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ